تبليغاتX

sevom blog

New Page 2
فروغ عشق
و خداوند عشق را آفرید
سلام سلام، همگی سلام، زندگی سلام، سلام سلام(جو هایده گرفتم)

من بلاخره امدم خیلی خوشحال شدید؟  اگه می دونستم ناراحت میشید نمیومدم  منو بگو که رفتم کلی التماس کردم تا بتونم بیام اپ کنم ولی بازم حالمو گرفتید اصلا کلا خیلی بی معرفتید من این همه مدت نبودم یکیتون گفت این پسره کجاست؟ د نگفتید دیگه اصلا می دونید من کجا بدم الان میگم . من چندی پیش به رحمت خدا رفتم یعنی مردم رفتم اون بالاها پیش خدا بعضی بچهادیدم خیلی وقته نتونستم اینجارو تر تمیز کنم به خاطر همین از خدا یه وقت گرفتم برای مذاکره طی نشست بسیار طولانی که با خدا داشتم ، خدا قبول کرد که یه مهلت دیگه به من بده تا برگرم یه دستی به سر کول اینجا بکشم و امدم

یعنی دوباره امدم که شروع کنم به چرت و پرت گوی و حالا میرم میگم

در حال حاضر که من دارم براتون میگم و می نویسم بسیار بسیار سرمای شدیدی خوردم (برید عقب تر شما هم سرما نخورید) ولی خودمونیما این سرما خوردگی چه عالم پیچیده ای داره ولی چون کلا بدن قوی دارم قشنگ باهاش مبارزه میکنم یا به قول جهان تو فیلم در مقابل سرما خوردگی چست و چابک عمل میکنم یعنی کلا بچه چست و چابکی هستم(بچهای شهرستان نمیدونند چست و چابک چیه چون این فیلم فقط تو تهران پخش میشه) ولی خدای خیلی باهاله سرما خوردگیو نمیگما این فیلمرو میگم کاش همه جا نشون میداد ولی خیالی نیست من دعا میکنم که بعدا تو شهرهای دیگه هم نشون بدن ترو خدا ادمیو میبینی از چی وارد چی میشه داشتم درباره سرما خوردگی می نوشتیم یه دفعه وارد فیلم شدیم بریم سر همون سرما خوردگی: راستی بذارید یه واقعیت رو واسطون تعریف کنم:

من اون قدیم ندیما یه دوستی داشتم که خدای بچه خوبی بود این دوست ما از اون بچه گیاش سرما نخورده بود یا اینکه اصلا بدنش سرما خوردگیو قبول نمیکد(خدای خیلی چست و چابک تر از من بود) حالا نمی دونم چرا این بچه اینجوری بود خودشم خیلی دوست داشت برای یه دفعه که شده سرما بخوره چون ما هر وقت مریض میشدیم ۲،۱ روز از مدرسه پیچ بودیم این تفلی سر همین قضیه خیلی دوست داشت سرما بخوره ولی متاسفانه اون سرما نخورد که نخورد....

بعد از چندین سال ما با خبر شدیم که این یارو بلاخره سرما خورده ما هم خوشحال شدیم رفتیم ببینیمش (چه جلب همه ناراحت میشن من خوشحال شدم) بچها چشمتون روز بد نبینه ما رفتیماینو دیدیم.....

کاش نمیدیدیم اخه خیلی شدید مریض شده بود نه که اصلا مریض نشده بود همه نیرو جمع شده بود یک دفعه زده بود بیرون که این بیچاره رو اینجوری کرده بود الان عکسشو نشونتون میدم ولی نترسینا خوب

اینم عکسش:

             

اره دیگه چه کنیم بخت اینم اینگونه بود این بیچاره ام حالش خوب شد ولی قیافش همین جوری باقی موند و چاره ای جز زندگی نداشت

قصه ما به سر رسید کلاغه هم به خونش رسید

حالا نوبت معرفی یه وبلاگ دیگه هستش من هر چی فکر کردم دیدم بهترین گزینه وبلاگ گروهیه کلاه مخملیا هستش دلیلشم اینکه نوبت اپ کردن خودم بود حالا حتما برید ببینید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 اردیبهشت1385ساعت 9:58 AM  توسط بلک کت | 
 
صفحه نخست
صحبت بامن
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام من صاحب اینجا هستم اینجارو ساختم تا
هر چی دوست دارم بنویسم حالا خوب یا بد ببخشید
و میخوام شماها منو همراهی کنید!!!!!!!

چمدون عشقولانه قدیم
آبان 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
همه دوستام
. ×. ماهی کوچولو .×.
.×. خاله سوسکه .×.
.×. نیما & شهرام .×.
.×. اجی نجوا .×.
.×. مهسایییییییی .×.
.×. خانم کوچولو .×.
.×. سلطان بانو & ممد .×.
.×. زندگی زیبای من .×.
.×. عاشقونه .×.
.×. خاله سحر .×.
.×. دزد بدبخت .×.
.×. قصه ای از قصه ها .×.
.×. کلاه مخملیا .×.
.×. کوچه عشق .×.
.×. گربه ملوس .×.
.×. بهار خانومی .×.
.×. شاپرک تنها .×.
.×. عسل & حام .×.
 عمو یادگار خوابی یا بیدار ؟

>

 این لوگوی منه

 

 

 

 

 

 

 

 





Powered by WebGozar

 

 

MUSIC

 


irLearn.com

 

 

 

Created By Webloger.5u.com

 


Javascripts


 

Add me to yahoo  

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

گربه سیاه

 
 

آموزش وبلاگ نويسي

آموزش جاوااسكريپت

كدهاي جاوااسكريپت

ترفندهاي ويندوز

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

لينك

افراد آنلاين: نفر

Script Menu